خرید بک لینک
این روزها شلوغ ترین روزهای من شده از یک طرف این ترم تمام اساتید سخت گرفتند از ارائه های سنگین و چاپ مقاله گرفته تا تمرین و تحقیق و پرسش های مداومی که باید جوابگو باشیم وگرنه نمره کم میشه اکثرا خاتمه ترم ها را از ۱۰ گذاشتند و ۱۰ نمره را دادند به فعالیت های کلاسیخوب اول هر ترم تو محل کارم هم که به شدت شلوغ میشه چون اخراجی ها درخواست میدن سنواتی ها درخواست میدن، متقاضی مهمانی ها درخواست میدن و ... همه هم عجله دارند تا کارشون شتابان انجام بشه و از ترم جاری جا نمونند حالا بماند که کمیسیون استانی هم ب

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 17:25

به محض تمام شدن امتحانات شیرجه رفتم سمت کتابخونهخیلی وقت بود دوست داشتم گوژپشت نتردام را بخونم اما عذاب وجدان در و امتحانات اجازه نمی‌داد راحت بتونم کتاب بخونم تا دیگه الان با خیال راحت ابتدا کردم شرح:گوژپشت نتردام نوشته ویکتور هوگو ترجمه اسفندیار کاویانالبته از درجه اش زیاد راضی نبودمخوب ویکتور هوگو که با آثاری مثل بینوایان مردی که می خندد و کلود ولگرد و ... بسیار شناخته شده است.اما این کتاب، در فرانسه و در قرون وسطی رخ داده ماجرا مربوط به دختری کلی به نام اسمرالدوا است که به علت زیبایی چشمگیر

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 17:25

هنوز نتونستم کتاب کلیدر را تموم کنم دقیقا با آغاز ترم 3 مجبور شدم به خاطر حجم زیاد درس ها و کارهام بزارمش کنار البته 6 و نیم فصل ازش خوندم چون دارم پی دی اف میخونم مجبورم فقط تایم نماز و ناهار و تو اداره بخونم البته خشکی چشمهام و سردرهای شدید مربوط به این مشکل باعث شده کمتر گوشی دست بگیرم وگرنه داخل گوشیم هم دارمش من تا اینجا 6 فصلش را خوندم و 4 فصل ازش مونده هنوز ...برای خونه هم کتاب در امتداد حسرت را دارم میخونم.. کلیدر محمود دولت آبادی..روایتی از سرگذشت انسانهایی در سال 1325 و پس از جنگ جهلا

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 17:25

دو تا از کتابهای قدیمی نوشته خودم را دست گرفتم و دارم ویرایشش میکنم و صد البته بعد از نزدیک به ده سال تحولاتی هم دارند.

طبق گفته یکی از اساتید یکی از نوشته ها پتانسیل سریال شدن را داشت فرستادم برای تهیه کننده ای تا نظرشون را بهم بدن خودم امید زیادی ندارم ولی خب همکار استادم هستند و موندم تو رودرواسی... حتی اگه تایید نشه برام نظرشون اهمیت داره

نوشته های خودم

دومی ولی بیشتر به درد چاپ می خوره تا سریال سازی

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 17:25

طاعات و عبادات همگی مقبول درگاه حقاین روزها عجیب خارج از تحمل شده قوانین عجیبی که رئیس دانشگاه برای تصویب پروپزال گذاشته و بیشتر بچه ها مخصوصا اونهایی که خودشون میخوان پروپزال بنویسن را دچار مشکل کرده پرونده قضائی که زن داداش کوچیکه برای همسر و برادرم درست کرده و تقریبا توقیف بیشتر اموال مخصوصا ماشینهاشون که خود این بی وسیلگی داره ازامون میده... اخلاق های تند کل خانواده به خاطر حواشی اون جریان درس های علی که به شدت افت داره و مجبورم بیشتر باهاش کار کنم و نهایتا روزه داری و شب زنده داری های من ک

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 17:25

دوباره ییلاق و ابتدا مهمانداری های بی اتمام من...

خسته افتادم

من برگشتم

تو لحاف و از خستگی شدید خوابم نمی بره...

امروز حتی اینجا هم گرم بود

علی و بچه های پسرداییم کل روز داخل رودخونه شنا می کردند...

داداشم رفته مشهد برای اولین بار زده تو جاده اونم شبانه اونم با ماشینی که اصلا چک نشده تازه مرتب براش جریمه سرعت غیرمجاز میاد بهش زنگ زدم میگم: «براااادر به کجا چنین شتابان»

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 17:25

صفحه بندی